محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )

25

شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )

و لإبراهيم الموفّى بالنذر * احتساباً وحامل الأجزالِ بِكْرُهُ لم يكن ليصبر عنه * لو آه في معشر إقبالِ بينما يخلع السراويل عنه * مكّه ربُّه بكبش حلالِ فاكهى پس از آن مىنويسد : ابن‌اسحاق در مورد حديث خود مىگويد : از گفتهء اميّة بن ابىصلت در اين اشعار كه گفته « بِكْرُهُ » روشن مىشود كه ابراهيم فرمان يافت فرزند بزرگ خود را قربانى كند كه اسماعيل بوده ( زيرا بِكْر به فرزند بزرگ گفته مىشود ) و به نظر همهء مردم عرب و اهل كتاب ، از اسحاق هم بزرگتر بوده است . از ديگر كسانى كه اسماعيل را به‌عنوان قربانى مورد نظر ابراهيم ذكر كرده‌اند ، عماد الدين اسماعيل بن كثير است . وى در شرح‌حال اسماعيل مىنويسد : و او طبق روايت صحيح همان قربانى است و كسى كه مىگويد اسحاق بوده ، از تحريف‌كنندگان بنى اسرائيل نقل كرده است . « 1 » سخن سهيلى حكايت از آن دارد كه او ، اسحاق را قربانى مىداند و به كسانى كه جز اين گفته‌اند ، چنين پاسخ داده است : در آيهء : فَبَشَّرْناهُ بِغُلامٍ حَلِيمٍ منظور اسحاق است و مگر نه آن است كه در آيه ديگرى يعنى : فَبَشَّرْناها بِإِسْحاقَ وَ مِنْ وَراءِ إِسْحاقَ يَعْقُوبَ « 2 » غير از اسحاق سخن گفته است . و در آيه سوّمى هم آمده است : فَأَقْبَلَتِ امْرَأَتُهُ فِي صَرَّةٍ فَصَكَّتْ وَجْهَها . . . « 3 » كه مراد از « امْرَأَته » ساره است و اگر مژده در مورد اسحاق باشد ، قربانى موردنظر نيز همان اسحاق است ؛ زيرا در آيه مىگويد : فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْيَ « 4 » ؛ « هنگامى كه پدر به سنّ كار وتلاش رسيد . » و در شام كسى جز اسحاق با ابراهيم نبود . و اين در حالى است كه اسماعيل را به همراه مادرش در مكّه جا گذاشته بود .

--> ( 1 ) . البداية والنهاية ، ج 1 ، ص 159 ( 2 ) . هود : 71 و 102 ( 3 ) . الذاريات : 29 ، در اين هنگام همسرش جلو آمد درحالىكه ( از خوشحالى و تعجب ) فرياد مىكشيد ، به‌صورت خود زد و گفت : ( آيا پسرى خواهم آورد درحالىكه ) من پيرزنى نازا هستم . ( 4 ) . هود : 71 و 102